اولياء الله آملى
24
تاريخ رويان ( فارسى )
مدتها بر آن قرار و مصالحه بگذاشتند . تا آخر الامر ، اجستوان فرمان وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ را پس پشت انداخته ، بر نقض عهد جرأت نمود و با لشكر گران ، به ولايت فيروز شاه خراميد و غارت و تاراج كرد « 1 » . تا منهيان اين واقعه را بر شاه عرض كردند . فيروز شاه با عدتى تمام و عددى بسيار به نفس خود قيام نموده ، به حرب هياطله آمد . تا عاقبت چنان بود كه در لشكرگاه فيروز شاه شبيخون آوردند و سپاه او را به شب به سر درآمدند . در آن ميان فيروز شاه با تمامت فرزندان و امرا و اكابر ايران دستگير شدهاند و سخرهء بند قضا و قدر گشته . [ مصراع ] : آن كيست كه پاىبند اين دام نگشت . [ 11 ] اجستوان فرصت را غنيمت شمرده ، برفور فرمود تا هلاكش كردند . فيروزى از اين جهان فانى مطلب * چون مىبينى كه شاه فيروز نماند شاه را در مداين نايبى بود - سوخرا بن قارن بن سوخرا نام - از فرزندان كاوه . و اين سوخرا ، مردى صاحب رأى و تدبير بود ، از آن فيروز شاه . جماعتى كه در آن حرب بقية السيف بودند و از زير مطرقهء قضا با صد هزار محنت و بلا بيرون جسته ، به اندك زمان به سوخرا پيوستند و [ از ] اين حال او را آگاهى داده . سوخرا مردانگى نمود و در كار هيچ تقصير نكرد و از اطراف مدد جمع كرد و به مال و سلاح و مراكب ، معونت فرمود و بعد از يك سال با لشكر بسيار ، به عدد هزار بار هزار ، از آب جيحون بگذشت . اجستوان - پادشاه هياطله - ديد كه طاقت مقاومت ندارد ، از راه صلح درآمد و تمامت فرزندان و اهل و اولاد شاه فيروز را با مجموع اكابر ايران و خزاين و اموال و ذخاير و مراكب و حيوانات به يك بار پيش سوخرا فرستاد و بر
--> ( 1 ) - مطالب بالا را سيد ظهير الدين در تاريخ طبرستان با اختلافاتى آورده است . ( تاريخ طبرستان و رويان ص 22 ) .